تبليغاتX
لایه های پنهان جنگ ایران و عراق

لایه های پنهان جنگ ایران و عراق

شهدا بر ما حمدی بخوانید که شما زنده گانید و ما مردگان

اولین های جنگ ایران وعراق

اولین حمله عراق:
در تاریخ 18/12/1357 در حالی كه تنها 16 روز از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته بود‏ به خاك ایران انجام شد و منطقه مرزی سیرین در میان شهر مرزی بانه ایران و آبادی شوره له در عراق بمباران شد كه 15 نفر را به شهادت رساند و 9 نفر از ایرانیان غیر نظامی به داخل خاك عراق انتقال داده شدند.

اولین اسیران جنگ:
در اولین حمله عراق به ایران 9 نفر از اكراد منطقه سیرین توسط نیروهای عراقی ربوده شدند. 4 روز پس از این اقدام‏ عده ای از روستانشینان اطراف بانه‏ به كمیته انقلاب اسلامی در شهر بانه مراجعه كردند و در خواست خود را مبنی بر تلاش وزارت امور خارجه برای آزاد سازی این 9 نفر اعلام كردند.

اولین شلیك در آغاز جنگ:
اگر چه در منابع مختلف شلیك اولین گلوله توپ به سمت خاك ایران را از اقدامات صدام بر می شمارند ولی «حامد الجبوری» وزیر خارجه عراق در گفت و گویی با روزنامه الحیات گفت: «اولین گلوله ای كه به سمت خاك ایران شلیك و جنگ شروع شد آن گلوله را ملك حسین شلیك كرد.» این موضوع حتی با تردید خبرنگار الحیات مواجه می شود، اما «الجبوری» با قاطعیت تاكید می كند «مطمئن هستم.»

اولین حمله شیمیایی:
اولین حمله شیمیایی ثبت شده در جنگ در تاریخ آذر ماه 1359 در حالی که تنها 114 روز از آغاز رسمی جنگ می گذشت در منطقه گیلانغرب صورت گرفت که به مجروح شدن تعدادی از نیروهای ایرانی انجامید، اما اولین سند پیرامون آمادگی دولت عراق برای حملات شیمیایی به 43 روز قبل بر می گردد. در تاریخ 10/8/1359 و در حالی که تنها 71 روز از آغاز رسمی جنگ می گذشت، فرمانده عملیات نیروهای عراق در غرب در گزارشی به فرماندهان عالی رتبه خود می نویسد: «عواملی كه توسط یگانهای تابعه استخدام شده اند مخالف رژیم ایران هستند و در خط مقدم جبهه با پرتاب گلوله شیمیایی‏ باعث تضعیف قوای جسمی پرسنل نظامی ایران می شوند.»

اولین پیشنهاد صلح:
اولین پیشنهاد صلح یك هفته پس از آغاز جنگ توسط «صدام جسین» اعلام شد! دولت بعث كه در آرزوی فتح سه روزه تهران بود‏ پس از گذشت سه هفته از آغاز حملات خود در پشت دروازه های خرمشهر زمین گیر شده بود در تاریخ 7/7/1359 خطاب به ملت عراق گفت: عراق به مقاصد ارضی خود نایل شده و كشورش مایل هست خصمومت ها را كنار گذاشته و به مذاكره بپردازد.» این پیشنهاد صلح، در میان كارشناسان سیاسی جهان، به معنای شكست عراق در تهاجم به ایران تحلیل شد.

اولین سرقت نفت عراق از ایران اسلامی:
درتاریخ 10/2/1358 روزنامه كیهان نوشت: «در جریان انقلاب اسلامی ایران، عراقی ها برای جذب منابع نفتی ایران در خط مرزی ویژه در منطقه نقت خیز كركوك چاههای جدید حفر كردند و چون رگه نفتی دو كشور در خط مرزی به هم مربوط است این عمل عراقی ها باعث خشك شدن صنایع نفتی نفت شهر شده است.»

اولین بیانیه صلح سازمان ملل پیرامون جنگ:
در دومین روز جنگ اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد به تقاضای دبیر كل وقت سازمان ملل، تشكیل جلسه داده و بیانیه ای صادر كردند. در این بیانیه در حالی كه عراق در خاك ایران حملات خود را ادامه می داد، از طرفین خواسته شد كه «از كلیه اقدامات مسلحانه ... دست بردارند.» اقدامی كه حتی شورای امنیت سازمان ملل در صدور قطعنامه پیرامون جنگ، آن را تلویحا بی اثر دانست.

اولین قطعنامه سازمان ملل پیرامون جنگ:
سه روز پس از صدور بیانیه سازمان ممل متحد، اولین قطعنامه خود را پیرامون جنگ ایران و عراق صادر كرد. قطعنامه 479 كه تاریخ سوم مهرماه سال 1359 را در بالای خود دارد بلافاصله مورد پذیرش عراق قرار گرفت. در این قطعنامه سخنی از تجاوز و تنبیه متجاوز به میان آورده نشده. نكته جالب اینجاست كه سازمان ملل پس از این قطعنامه 21 ماه و 15 روز سكوت اختیار كرد و زمانی مجبور شد كه این سكوت را بشكند كه نیروهای ایرانی عملیات غرور آفرین فتح خرمشهر را انجام داده بودند و خاك عراق مورد تهدید نیروهای ایرانی قرار داشت! سكوتی كه معنایی جز حمایت از متجاوز نمی توانست داشته باشد.

اولین طرح برای ورود به خاك عراق:
در حالی كه نیروهای انقلابی تلاش می كردند تا تجاوز عراق به خاك ایران را كند یا متوقف سازند اولین طرح برای ورود به خاك عراق توسط جاوید الاثر «حاج احمد متوسلیان» ارایه شد. حاج احمد با اطلاعی كه از منطقه كردستان عراق داشت، طرح اشغال یك شهر مرزی كرد نشین در داخل عراق را مطرح كرد، تلاشی كه می توانست نیروهای عراقی را در دو جبهه درگیر کند و فشار به مناطق جنوبی کشور را کاهش دهد، اما این اقدام با مخالفت بنی صدر خائن، رئیس جمهور وقت مواجه شد و امکان اجرا نیافت.

اولین استعفای صدام پس از آغاز جنگ: ‏
صدام حسین که به امید پیروزی سریع خود و با هدف ساقط کردن نظام نوپای اسلامی، جنگ را برملت ایران تحمیل کرده بود هر مقداری که از این نبرد می گذشت و قدرت نیروهای نظامی و نیروهای اسلام به پختگی و تکامل خود نزدیک می شد، خود را بیشتر در خطر سقوط احساس می کرد. فتح خرمشهر اوج این عظمت نیروهای جوان ایرانی بود. فرماندهی که با متوسط سن کمتر از 27 سال نیروهای ورزیده عراقی را در خرمشهر زمین گیر کرده و 19 هزار نفر از نیروهای دشمن بعثی را به اسارت در آوردند. علاوه بر آنکه بصره را نیز تحت خطر جدی قرار داده بودند. در اجلاس 4 روزه حزب «بعث» که پس از پیروزی جمهوری اسلامی ایران در خرمشهر برگزار شد. صدام حسین ضمن پذیرش مسوولیت شکستهای اخیر، استعفا داد. اگر چه این موضوع مورد پذیرش قرار نگرفت و او مجدداً به این سمت انتخاب شد. انتخابی که در پی خود، اعضای شورای انقلاب را از 17 نفر به 10 نفر کاهس داد و 8 هزار نفر از اعضای دولت عراق را عزل و 10 هزار نفر از نیروهای جدید را وارد کابینه کرد. تمامی این اقدامات از نتایج عملیات جاودان «فتح خرمشهر» بود.

اولین موشک ایران:
در ساعت 3:20 دقیقه بامداد روز پنجشنبه 3/12/63 اولین موشک ایران به بغداد شلیک شد. شلیکی که به هدف خود «بانک رافدین» اصابت کرد، دولت عراق را در گیجی قرار داد؛ بطوری که این دولت را مجبور ساخت تا این اقدام را حرکتی خرابکارانه و داخلی اعلام کند. سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز اعلام کرد: «ابن انفجار یک انفجار داخلی بوده است.» اما شلیک 13 موشک در مدت زمان کوتاه به کرکوک و بغداد، این دولت را مجبور ساخت تا اقدامی برای جلوگیری ازشلیک موشکهای ایران انجام دهد.

اولین عملیات نظامی از سوی ایران:
عملیات کلاسیک نیروهای ایران، 24 روز پس از آغاز رسمی جنگ و با هدف آزادسازی مناطق اشغالی در منطقه غرب رودخانه کرخه انجام شد. نیروهای عمل کننده در این عملیات قبل از ظهر روز عملیات، به دلیل ناکامی در رسیدن به اهداف مورد نظر مجبور به بازگشت شدند.

اولین عملیات موفق از سوی ایران:
اولین عملیات پیروزمندانه نیروهای نظامی ایران در تاریخ 5 مهرماه 1360 با هدف شکستن حصر آبادان در شرق رودخانه کارون انجام شد و پس از 48 ساعت به تمامی اهداف خود رسید. این عملیات سرآغازی بر عملیات های موفق نیروهای اسلام در طول هشت سال دفاع مقدس بود.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 16:13  توسط مفقود الاثر  | 

16 آذر و شهید چمران

با توجه به نزدیک بودن به ۱۶ آذر و همچنین اوضاع سیاسی حاضر لازم دانستم تا گفته های زیبای شهید چمران در ارتباط با ۱۶ آذر را قرار بدهم.

                         

این روز ها آنقدر مسائل سیاسی چاشنی روزمره قرار گرفته که من هم که گرایش دفاع مقدس را همیشه دنبال میکردم،حالا به نگران مسائل سیاسی و آینده کشورم هستم.

روز ۱۳ ابان که همه این روز را به عنوان انزجار با استکبار جهانی قلمداد می کردند،دستخوش مسائل حاشیه ای بعضی از آقازاده هاو کج اندشان قرار گرفت و متاسفانه مردم هم فریب افکار این سیه دلان خموش قرار گرفته بودند .من هم که این مسائل را از نزدیک دیدم،از این به بعد سعی میکنم تا با تحلیل مسائل روز پاسخگوی مسائل شبهه انگیز باشم.

با هم  گفته های زیبای مرد جهاد ،شهید چمران را مرور میکنیم:

وقايع آن روز چنان در نظرم مجسم است كه گويي همه را به چشم مي بينم، صداي رگبار مسلسل در گوشم طنين مي اندازد، سكوت موحش بعد از رگبار، بدنم را مي لرزاند، آه بلند و ناله جانگداز مجروحين را در ميان اين سكوت دردناك مي شنوم. دانشكده فني خون آلود را در آن روز و روزهاي بعد به راي العين مي بينم........

نيكسون معاون رئيس جمهور آمريكا به ايران مي آيد تا نتيجه بيست و يك ميليون دلار خرج كودتا را ببيند.

« خصوصيت بالقوه دانشجويان در اين است كه با تحرك گرايش، استنباط و فهم خود فضا را تغيير مي دهند.»

شرط اصلي در تضمين امروز و فرداي دانشجو ميزان برخورداري او از معنويات است. فارغ التحصيل دانشگاه ما بايد نسبت به كشور و ميهن خود وفادار و متعهد باشد. با رافت و عطوفت با انسان ها برخورد كند و تنها در انديشه پر كردن جيب خود نباشد و براي رسيدن به اين هدف، انس با خدا و چشيدن لذات ذكر و دعا و تضرع اجتناب ناپذير است و اين هديه بزرگ را تشكل ها و انجمن هاي اسلامي بايد به دانشجويان تقديم كنند.»

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 18:57  توسط مفقود الاثر  | 

درد دل فرزندان شهدا

 

انشام دوباره بیست بابای گلم!

موضوع: (کسی که نیست) -بابای گلم-      

دیشب زن همسایه به من گفت: یتیم

معنای یتیم چیست بابای گلم!

من منتظرم عزیزم!حتما" برگرد

از این سفر دراز لطفا" برگرد

دعوت شده ای به مدرسه،باباجان!

یک لحظه فقط بیا و فورا" برگرد

                                        

آخر عشق


 

سلام اي لاله سرخ واي پدرم که لبيک به نداي رهبر گفتي ودر گلستان انسانيت جا گرفتي وبرمن آموختي که تا جان در بدن دارم بر اسلام ومسلمين فداکار باشم وراه پر افتخار تو را با جديت وتلاش بي امان پي گير باشم


 

اينک که تو رفتي مصمم هستم تا پاي جان با مدد پروردگارم خون پاک تو ويارانت را پاسداري نمايم ونيات شما عزيزان را جامه عمل بپوشانم


 

نا گفته نماند که خانواده هاي شهدا استوانه هاي مقاومت وايثار ند وصبورانه در برابر همه نارساييها ايستاده اند وبرهمه مشکلات ومصائب استقامت مي ورزند تا نظاره گر شکفتن غنچه هاي لاله هاي عشق وانسانيت باشند


 


 

پدر جان خانواده هاي شهدا،عزيزان خود را با ديدگان اشک آلود به ميدانهاي مبارزه با باطل فرستاد ه اندتا نهال اسلام را با خون پاکشان آبياري نمايند وبه جهانيان نشان دهند که فرزندان پاک اسلام در هيچ لحظه از زندگي خود غافل از نگهباني دين الهي خود نبوده وهمواره براي برافراشتن پرچم اسلام آماده ومصمم هستند ودرس شهامت وشجاعت وفداکاري را بر ما وفرزندان خود آموخته اند


 

پدر جان دلم مي خواهد برايت از مادر بگويم که صبورانه در برابر همه دردها وغمها مقاومت ميکندواسوه استقامت وپايداري است ومي دانم که اينک وظيفه من وبرادرم در مقابل اين همه زحمت وتحمل مشکلات مادر اين است که براي او فرزندي لايق باشيم چرا که مي دانم وياد گرفته ام که رستگاري وسعادت دنيا وآخرتم رضايت مادر است


 

مادري که با شيره جان خود عشق به انسانيت ومحبت را در وجودم پروراند ومرا پرورش داد


 

به خدا قسم که من عاجزم از اينکه بتوانم محبتهاي او را جبران کنم


 

ولي از خداي خود مي خواهم مرا ياري دهد تا بتوانم بر زخمهاي جدايي از پدر مرحمي باشم شفا بخش


 

 خدايا از تو مي خواهم که مرا در اين امر مقدس ياري کني


 

من به عنوان فرزندي از فرزندان اين امت اسلامي واين مملکت آرزو دارم که توفيق خدمت گذاري براي ملتم ودينم را پيدا کنم


 

وبر خود وظيفه مي دانم که تا خون در رگهايم جريان دارد ورمقي در جانم هست بکوشم وبراي پاسداري از خونهاي پاک شهدا وپدر عزيزم وجبران بخشي از محبتها و ايثارگري هاي مادرم و خانواده مجدانه تلاش نمايم و در وجودم نيروي شهامت و شجاعت که از پدر عزيزم به وديعه مانده و به ما ارث رسيده , تقويت کنم و به حکومت جمهوري اسلامي که ثمره خون پاک شهدا است وفادار بمانم . زيرا آنان رفتند و وظيفه پاسداري و وفاداري را بر گردن ما به امانت گذاشتند.


 

‍‍“ خدايا به ما توفيق شکر گذاري نعمت هاي بي پايانت را عطا فرما”


 

سحر برجوئي دوست


 

فرزند شهيد برجوئي دوست


 

***********************************************


 

آخر عشق


 

پدرم، نور چشمانم سلام


 

صد سبد پر از سيب،صد دشت پر از آهو،صد آسمان پرازستاره،وصد باغ پرازگل تقديم تو باد


 

کاش در کنارم بودي تاوقتي دلم گرفته وچشمم اشکبار بود به آغوش گرمت پناه مي بردم


 

هفت سال پيش وقتي به سفر رفتي تا امروز در انتظار بازگشت توام.


 

تا بار ديگر برروي زانوانت ودر کنار قلبت که پر ضرب مي زد جاي گيرم


 

پدرم اي فرمانرواي قلبم،


 

وقتي گل پر پرشده وجودت را به خاک سپردم ،وقتي روي دست مردم پيچيده در پرچم سه رنگ کشورم بودي ضربان قلبم تا آسمانها مي رسيد، آيا آن را شنيدي؟


 

پدرم،آفتاب زندگانيم،تنها هفت سال از تو بهره بردم وبقيه عمرم را در کنار مادر و در انتظار تو سر کردم تا بيايي اما هفت سال گذشت وتو به انتظار تلخ من پاياني ندادي وديگر گل وجودت را نديدم


 

اي توسفر کرده عاشق


 

خدا ,قران,امام,رهبر و مردم شهيد پرورمان تو را دوست دارند . تو به جاي هر قطره خونت به زمين لاله هديه کردي اما زمين تورا از من گرفت .


 

خوبا


 

لعنت بر غاصبان ستمگر که تورا در دل زمين پنهان نمودند . زمين گرم تشنه بود و تو از خون خود او ر ا سيراب کردي .


 

شهيدا  


 

اي که روحت به فراخناي هفت آسمان و درجه ات اسمان هفتم .و عشقت شهادت و مشتت گرد باد و قامتت چون کوه بود .ايران اسلامي با نام افرادي چون تو سربلند است . امروز اگر من به راحتي درس مي خوانم به خاطر خون هاي پاک شما است که بر روي خاک پاک وطن ريخته است .


 

پدر روحت در بهشت سرافراز و شادان باد. والسلام


 

زهرا فرهادي


 

فرزند شهيد رسول فرهادي


 

***********************************************


 

آخر عشق


 

پدر عزيز تر ا زجانم سلام اميدوارم هر کجا باشي به ياد ما هم باشي .خيلي دلم برايت تنگ شده است و ميخواهم هر چه زودتر شما را ببينم و در آغوش گرمت جاي گيرم. هر چند من تو را نديدم ولي از صميم قلبم تو را دوست دارم .


 

دلم مي خواست که يک بار ديگر تو را مي ديدم و درباره تما م زندگي و تمام آن دوري هايي که تحمل کرديم برايت صحبت ميکردم . آرزو داشتم که در تمام سختيها و شادي ها در کنارم بودي و من را در ادامه دادن راهت هدايت ميکردي اما از وقتي که تو رفتي مادرم تمام سختي هاي زندگي را به دوش گرفته و جاي خالي تو را پر کرده است .


 

من دوست دارم يک بار در خواب تو را ببينم و با تو صحبت کنم و دستهاي پر مهرت را در دستانم حلقه زنم و به خاطرات جنگ و همه چيزهايي که برايم ميگو.يي گوش دهم و همراه با تو به قلبت سفر کنم و هر چه که در قلبت است را ببينم و بعد از اين که بيدار شدم ساعت ها به آن ها فکر کنم و اشک بريزم ولي هيچ وقت افسوس نمي خورم چون افتخار ميکنم که چنين پدري دارم که براي همه مردم ايران ,براي دين اسلام و براي ميهن گرامي خود به همراه ساير دوستانش جان خود را هديه دادند و حال در بهشت خدا زندگي ميکند به اميد ديدار پدر جان


 

فاطمه محمدي


 

فرزند شهيد محمدي


 

***********************************************


 

آخر عشق


 

سلام پدرم ، پدري که همه وجودت را فداي وجود من کردي ، پدرم ، دوستت دارم بخاطر مهرباني هايي که در حق من کردي ، پدرم من هر چقدر که به تو محبت کنم حتي يک لحظه از زحمتهايي که تو براي من کشيدي جبران نمي کنم . اميدوارم هر جايي که هستي از من راضي باشي .


 

دوست دارم باز هم مثل هميشه مرا دعا کني و باز هم بگويي « دختر گلم » ان شاء الله هر جايي که هستي از من راضي و خوشحال باشي من هم در خيالم مثل هميشه به آغوش تو مي آيم و از اتفاقاتي که در طول روز براي من افتاده به تو توضيح مي دهم و مي بيني که مادر چقدر به من محبت دارد . دعا کن بتوانم حداقل يک لحظه از بي خوابي هايي که به خاطر من کشيده جبران نمايم دوستت دارم و هميشه به يادت هستم .


 

خداحافظ


 

نيلوفر جوادي


 

فرزند شهيد جوادي

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 16:45  توسط مفقود الاثر  |